اسكندر بيگ تركمان
151
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
علوى قزوينى بود او نيز ثالث مير سيد على و مير طاهر و در جميع امور پيرو ايشان بود و در زمان اسمعيل ميرزا ايشان مغضوب گشته مير زين العابدين بدستور محتسب بود . مير ابوطالب : از سادات اصفهان طبقهء امامى و متولى بقعه شريفه منسوبه به امام الساجدين و قبلة العارفين امام زين العابدين عليه السلام واقع در اصفهان بود و در معقولات و حكميات به اعتقاد خود خود را از اقران برتر ميشمرد . مير محمد اشرف : از سادات دراز گيسوى استرآباد و بنابر وفور ديانت و صلاح و پرهيزگارى محل اعتماد شاهانه گشته همواره از جانب شاه جنت مكان بنيابت شرعى آن حضرت به زيارت و طواف آستانه حضرت امام الجن و الانس رفته بشرايط زيارت كما ينبغى قيام مينمود و مورد رعايت و تربيت بود و در زمان آن حضرت جمعى ديگر از سادات عظيم القدر در ممالك محروسه بودند كه اكثر كسوت ممات پوشيده در حين ارتحال آن حضرت در حيات نبودند مثل علامة العلماء فى زمانه دست - غيب شيرازى كه از زمرهء مجلسيان محفل بهشت امين بود و مير سيد شريف شريفى شيرازى كه خود را از نباير مير شريف علامهء جرجانى ميشمارند و شاه ابو تراب انجو وكيل حلاليات شيخ الاسلام فارس و از سادات خراسان مثل ميرزا ابوطالب رضوى و ميرزا ابوالقاسم ولد او و مير عبدالكريم خادم و مير شمس الدين على سلطان بنى مختار سبزوارى و سادات نيشابور و سادات بم كرمان و سادات عبدالوهابيه تبريز كه نسبت دختر زادگى يوسف ميرزا ولد حسن پادشاه تركمان دارند و سادات گلستانه و معموريهء اصفهان و امثال ذلك از هر طبقه چند نفر كه در حين ارتحال آن حضرت در قيد حيات بودند مرقوم ميگردد . سادات مشهد مقدس : از سادات عظام رضوى و موسوى جمعى در مشهد مقدس معلى خدمه رفيعهء روضه مقدسه و بر مسند عزت و اعتبار تمكن داشتند اما زمرهء آن طبقهء عاليقدر ميرزا ابوطالب رضوى ولد ارجمندش ميرزا ابوالقاسم بغايت بزرگ منش و عاليشأن و بكثرت مال و منال و رقبات و صنايع مرغوبه منفرد و ممتاز و اجلهء سادات خراسان خصوصا مشهد مقدس معلى بعلوشأن و بزرگى آن جناب و خلف موفور الشرف او معترف بودند و ساير سادات رضويه و اقرباء و ذوى الارحام از ايشان منقطع و بتكلفات بهرهور بودند با جناب مير شمس الدين على سلطان وصيت وصلت كرده و صبيهء محترمهء او در حبالهء ميرزا ابوالقاسم بود و از آن وصلت بحسب اقتضاى روزگار و ناسازگارى طرفين جز اذيت و خسران تمتعى نيافتند بعد از ارتحال پدر و پسر از ميرزا ابوالقاسم و دوحهء حديقهء سيادت موسوم بميرزا ابوطالب و ميرزا ابراهيم مانده بودند هر دو در سن صبى كه در زمان فرخنده فرجام حضرت اعلى شاهى ظل اللهى بمرتبهء نشو و نما رسيده اليوم كه سنهء هجرى به خمس و عشرين و الف رسيده در ظل رأفت و سايهء مرحمت شاهانه معزز و محترم و محسود اقرانند از سيورغالات و ساير محصولات املاك و رقبات موروثى كه بملكيت ايشان باقى مانده بزرگانه اوقات ميگذرانند مير مسيب نقيب و مير محمد جعفر بن مير محمد سعيد و ميرزا الغ نيز از سادات رضويهاند مير مسيب بمنصب نقابت منصوب و بين الاقران معتبر و معزز بوده و مير محمد جعفر باكتساب فضل و كمال مشغولى داشت و در اواخر از شيوه فقاهت و علوم منقول ترقى عظيم كرده بمرتبهء اجتهاد رسيد اما از فرط احتياط و صدق اعتقاد دعوى اجتهاد نكرد . بغايت متورع و متقى و پرهيزگار و از مأكول و مشروب شبههناك مجتنب بود و از ميرزا الغ با ميرزا ابوطالب مذكور عمزادهاند ، بسى درويش منش و حليم و سليم النفس بود . در زمان حضرت اعلى شاهى ظل اللهى